تبليغاتX
تا آسمان

                                   

«    قرآن -  ولایت  =  ...  »

کمیل بن زیاد شبی با حضرت علی (ع) در کوچههای کوفه قدم میزد، که صدای قرآن دلنشینی، کمیل را شگفتزده ساخت،

صدائی را شنید که به گونه محزونی قرآن میخواند:

"اَمّن هُوَ قانِتٌ آناءَ اللّیل(1) ؛ «آیا آنها با ارزش میباشند یا آن کس که شب را به عبادت میگذراند؟»

امام علی علیه السلام که متوجه شگفتزدگی کمیل شده بود فرمود:

آیا صدای قرآن این مرد تو را به تعجب واداشته؟ در حالی که این مرد به زودی وارد جهنم میشود.

کمیل بیشتر تعجب کرد و نمیدانست آن شخص کیست؟

او یکی از منحرفان خوارج بود که عقیده سالمی نداشت، و امام زمان خود را به درستی نمیشناخت و طعمه سیاستمداران نهروان شده بود.

پس از جنگ نهروان در حالی که حضرت علی علیه السلام اشاره به جنازهای میکرد به کمیل فرمود:

این جنازه همان شخصی است که آن شب آیه "امّن هو قانتٌ آناء اللّیل" را میخواند.(2)

  

 

پینوشتها:

1- سوره زمر، آیه 9 .

2- سفینة البحار، ج 2، ص 497.

‌ـ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ ‌ـ

منبع:

سایت تبیان به نقل از‌‌‌ : کتاب امام علی علیه السلام و مسائل سیاسی، محمد دشتی، ج 9 .

نوشته شده توسط دلخسته در یکشنبه 9 دی1386

                    

                       

 

با فضیلت ترین ، شریف ترین ، و  بزرگترین عید خداوند

           بر شیعیان مولی علــــــــــــــــــــی(ع)

        و تمام علی دوستــان عالم

      مبارک بـــاد

                     

جلوه ‏گر شد بار ديگر طور سينا در غدير

ريخت از خم ولايت مى به مينا در غدير

 

رودها با يكدگر پيوست كم‏كم سيل شد

موج مى‏زد سيل مردم مثل دريا در غدير

 

هديه جبريل بود« اليوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدير

 

با وجود فيض« اتممت عليكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدير

 

بر سر دست نبى هر كس على را ديد گفت‏

آفتاب و ماه زيبا بود زيبا در غدير

 

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولايت شد شكوفا در غدير

 

« بركه خورشيد» در تاريخ نامى آشناست‏

شيعه جوشيده ‏ست از آن تاريخ آنجا در غدير

 

گرچه در آن لحظه شيرين كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دريا كرد حتى در غدير

 

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدير

 

ديده‏ها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند

اين زلال معرفت خشكيد آيا در غدير؟

 

دل درون سينه‏ها در تاب و تب بود اى دريغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدير

 

"محمد جواد غفورزاده" (شفق)

 

 

 

نوشته شده توسط دلخسته در جمعه 7 دی1386

 

 

گفتم شبی به مهدی بردی دلم ز دستــم            از بس به انتظـــــارت شب تا سحر نشستــم

گفتا چه کار بهتــــــر از انتظـــــــــــار جانان             من راه وصــــل خــود را بر روی تـــــو نبستــم

گفتم دلــــم ندارد بی تــــو قــــــــرار و آرام            من عقــــده های دل را امشب دگر گسستــم

گفتا هوای نفست باشد حجـــاب وصــــلم           گر نفس را شکستی دستت رسد به دستـــم

گفتم ببخش جرمــم ای رحــــمت الهــــی            شرمنــــــــده ی تو بودم شرمنـــده تو هستــم

گفتا هـــزار نوبت از جـــــرم تو گذشتــــم              پرونـــده تو دیـــــدم چشمـــــان خـــود ببستــم

اما مبـــاش نومیــــــد از درگه امــــــــیدم               من کی دل محــــــب شرمنــــده را شکستــم

 

 

نوشته شده توسط دلخسته در جمعه 25 آبان1386

 

 

خوشا به حال کسی که:

عیب شناسی نفس ، ‌او را از عیب جویی دیگران باز دارد،

و خوشا به حال کسی که:

به خانه و خانواده خود بپردازد ،

و غذای حلال بخورد ،

و به اطاعت پروردگار مشغول باشد ،

و بر خطاهای خود بگرید،

همواره به خود مشغول باشد ،

و مردم از او در امان باشند .

 

 

منبع: بخشی از خطبه 176 نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی

نوشته شده توسط دلخسته در جمعه 11 آبان1386

درباره تا آسمان


" تا آسمان" مجمع آنانیست که دغدغه اصلیشان آسمانی شدن است ؛

آنان که نمی خواهند در حصار توالی روزها و شب ها اسیر روزمرگی ها شوند ؛

آنان که معتقدند که اگر چه خورشید در پشت ابر است ، اما هم اکنون هم میشود از حرارتش ،ازگرمایش و از نورانیتش کسب فیض کرد ؛

آنان که در تلاشند که در زمره صالحان باشتند تا شاید روزی بیاید که مصلح را در یابند؛

و آنان که بر سردر قلب هایشان با رنگ صداقت و اخلاص نوشته اند فقط یک نفر اجازه ورود دارد و آن یک نفر فقط و فقط "خدا"ست .

ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ ــــ ـ
* قابل توجه اهالی محترم تا آسمان:
استفاده از مطالب و تصاویر این وب لاگ بلامانع است و برای عموم آزاد می باشد.

منوی اصلي

صفحه نخست
ایمیل من
آرشيو مطالب

در تا آسمان می خوانید

ویژه 18 تا 25 ساله ها
با تو هستم مهربان من...
یک،دو،سه ؛ پرواز
از ما تا زهیر راهی نیست...
در انتظار یار
ایستگــــاه اندیشــــــــه
چقدر عاشقیم؟
در سوگ یک ستاره
عیدانه
بی وفایی آدمیان را بنگر
از مطهری غافل نشویم
معصوم هم استغفار می کند ، زیرا ...
درس هایی از کتاب زندگی
نشـــاید و نبــــــــاید
اگر بهشت را می خواهی...
مهمانی خدا
قدر شب قدر
فلسطین عزیز
دعای ما ، پاسخ او
به خاطر خودت گناه نکن!
5 کلید طلایی

اصحاب آسمانی

راز رستگاری
ورود پسرا ممنوع
تا جمعه ظهــور
بنده عاصی
عروج تا ملکوت
سلوک عرفانــی
راهی به ســــــــــوی او
از خاک تا افلاک
گل گفته
حجاب
تا وصـل
اسلام حقیقی
امیــر دل هـا
پیامبر امید

آدرس ها و نشانه ها

سرچ احادیث در پنجره آفتاب
نسیم مطهر
به شهدا سری بزنیم
تبیان همه سوالاتت را پاسخگوست
صلحا را بیشتر بشناسیم
گل نرگس
دانشکده مجازی علوم حدیث
دو ماهنامه حدیث زندگی
بمب گوگلی
پایگاه دریافت کتب الکترونیکی

طراح قالب


Sarbaze Imam Zaman